من به هر گل که رسم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سوی تورا میپرسم

واگر میبویم

روی همچون گل تو می جویم

و اگر میگریم

شکوه از دوری دستان تو را میگویم

واگر آب ز گلبرگ گلی پاک کنم

صورت بارانی تو یاد کنم

 

عشق تو هجوم شمشیری بود بر تنم

 

                           لشکری مهاجم ونخستین قدم در جاده جنون...                            

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
Farhad

سلام من وبلاگتو از ۱ جايی پيدا کردم ولی نميگم کجا..هاهاهاهاهاها............ نه جدا از شوخی اين قطعات ادبی شما بد نيست ببين من بعضی هاشون رو پرينت کردم و بيشت از ۵ يا ۶ بار خوندم...من شايد بتونم ۱ کمکی ۱ کوچولو تحول ايجاد کنم...........موفق ميشی اگه تلاش کنی .موفق باشی

بهمن

سلام الهه جان. فقط یك آروز، همین؛ ای كاش عشق به جنونی مرگ‌زا مبدل نشود! ممنون كه همیشه به وبلاگم سر می‌زنی!!! شاد باشی.