بچه كه بودم ؛<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

قدر چيزي را وقتي مي فهميدم ؛

كه ازم مي گرفتند .

حال نوبت عشق است

مي فهمم كه هنوز بچه ام .


از بهار نوشتم بهار تبديل به خزان شد .

از باران نوشتم ديگر باران نباريد و همه جا خشك و بي آب شد .

از ستاره ها نوشتم ديگر ستاره اي در آسمان زندگي ام نديدم و آسمان تيره و تار شد .

از خورشيد نوشتم خورشيد هميشه در پشت ابرها بود و وقتي هم از پشت ابرها بيرون مي آمد غروب مي كرد .

از گل ها نوشتم گلهاي باغچه زندگي ام ديگر نروييد و آن يك گل هم كه روييد پرپر شد .

از عشق نوشتم عشق در زندگي ام يا پايانش جدايي بود و يا گريه و زاري و يا زودگذر بود .

اما از دوستي و محبت كه نوشتم خاطره آن هميشه مثل افسانه ها و قصه ها درصحنه روزگار باقي ماند .

 

هر رفتني رسيدن نيست ؛ اما براي رسيدن ، راهي جز رفتن نيست .

 

 

سلام از همگی ممنون که تولد وبلاگم اومدید شرمندم کردید وبلاگ این هفته برای داداش سامانه  http://100f.mihanblog.com/ منتظرش نذارید ...

 

/ 150 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

سلام.خوبیین من اولین بار وبلاگ شما رو دیدم

zahra

مهدی جان! ای همه بهار وزیبایی تو مطلوب خدا ومقصود انبیاء ومحبوب اولیایی کدام عاشقی است که حضور معطر تور ا در لحظه های جاری زمان احساس نکند؟ ماتورا بربال ملائک وگلبرگ های نیلوفر وترانه باران دیده ایم ماتورا در شکستن دیو وپرواز فرشته و" 8 سال رویارویی تمامی ایمان بر تمامی کفر دیده ایم" //سلام مهربون//نماز وروزه هاتون قبول باشه//به منم سربزنید خوشحال میشم//موفق باشید//

sin sainet

در هر پايان مفهوم يک اغاز نهفته است طاعات قبول خوشحال ميشم از حضورت تا درباره بدرود التماس دعا

jojo

سلام الهه جون کاش من هم يک دوست خوب داشتم که وقتی ناراحت می شد ميزد تو گوشم و وقتی غرق می شدم نجاتم می داد اما به جای نجات دست ميزارن بيشتر آدمو تو آب فرو می کنن

mostafa

بابا ايول ..... خييييلی وبلاگت منظم و تر تميزه ....دستت درد نکنه

نقاب

سلام بخاطر سايت بسيار قشنگ تون تبريک می گم نسب به سايت های ديگه برتری ويژهای داره فقط يک چی کم داره اونم آهنگ دکلمه مانند به زارين خيلی قشنک تر می شه