پيچكم بيمار است او تنش تبدار است ،او كمي غمگين است، <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

،چون شب قبل به اوسر نزدم اوزمن دلگيراست،

 

دست غمديده من دست بر اندامش برد ،دست من رارد كرد،

 

آب برصورت بي روحش ريخت ،آب را غمگين كرد،

 

تاسحر، بردردرگاه خدا ازبراي تن تبدار گلم ضجه زدم،

 

تابه صبح مست وشفاخواه شدم

 

با شروع نم باران اذان ،داغي شب طي شد ،پيچكم بهتر شد،

 

چون تب غربت دل ازتن اوبيرون رفت ،

 

عشق رابوئيدش ،دست رابوسيدش ،آب رانوشيدش.

 

 

اوج شادکامی زندگی این است که بدانی کسی دوستت دارد.

 

 

 

/ 10 نظر / 3 بازدید
یه رهگذر

سلام عزی. وبلاگ جالب و مطالب خوبی داری .موفق باشی

یه رهگذر

سلام عزیز. وبلاگ جالب و مطالب خوبی داری .موفق باشی

بهمن

سلام، خوبي؟! فکر کنم سرحال باشی‌ ... خوشحالم که نوشته‌ات بوی اميد و زندگی می‌ده ... ببخش که من اين چند روز نتونستم بهتون سر بزنم! ... راستش من آدرس وب‌لاگم رو فقط به ۳ يا ۴ تا از دوستام و شما و <تکه گمشده> دادم ... مرسی که بهم سر می‌زنی ... شاد شاد شاد باشی.

mosbatboys

سلام! واقعا راست ميگی! خيلی باحال بود!مرسی!

غریبه

با درود وبلاگ زیبایی داری و با نوشته هات اونو زیبا تر کردی بهت تبریک میگم یه سری هم به من بزن تا درودی دیگر بدرود

ضیاء

mara az ghalbam mitarsanad ou ra bebakhsh chon nemidanad ke be chashmane to abdide to shodeam

ضیاء

سلام دوست عزیز ممنون بهم سر زدی.پاینده باشی

memol

سلام الهه جون . متن های خيلی قشنگی تو وبلاگت داری. اميدوارم هميشه دوستت بدارند . شاد باشی .