دیشب من و بخت و غم و شادی با هم

کردیم سفر به ملک هستی به عدم

از همسفران میان ره بخت بخفت

شادی ره خود گرفت من ماندم و غم

 

هيچ كس نيست كه بداند در دلم چه مي گذرد.

 اگر مي بيني مي نويسم و به نوشتن ادامه مي دهم از آن روست كه مي دانم تو  هستي. مي دانم كه تو در كنار مني.

شايد نه در فاصله اي نزديك اما لاقل آنقدر كه ...

 اصلا مهم نيست.

 كافيست لبخندي از تو و يا حتي گوشه چشمي را در ذهن مرور كنم. مي توانم ساعتها بنويسم و براي همين است كه مي گويم اينها همه از سر عاشقي است.

نترس هنوز ديوانه نشده ام اما فرصت دارم براي ديوانگي.

 

سلام ...دوستای گلم یه سوال دارم ازتون اگه کسی توی زندگیتون وارد بشه که خیلی دوستش داشته باشی ولی ندونی اون چه احساسی نسبت به شما داره چی کار میکنید ؟؟؟ بگید من چی کار کنم ...

 

راستی یه وبلاگ بهتون معرفی میکنم

http://www.arameshibasher.persianblog.ir/

هر کسی شازده خانومی رو دوست داره بره سر بزنه تهدیدم نمیکنم